تبلیغات
فلق - مطالب اخلاق
                                               فلق





برگ سبزی است تحفه درویش
نماز خربزه ای !!!
شنبه 29 آبان 1389

عالم متقى جناب حاج شیخ محمد باقر شیخ ‌الاسلام - علیه الرحمه - فرمود: شنیدم از عالم بزرگوار وسید عالی مقدار امام جمعه بهبهانى كه در اوقات تشرف به مكه معظمه روزى به عزم تشرف به مسجدالحرام و خواندن نماز در آن مكان مقدس از خانه خارج شدم اتفاقی افتاد که متوجه لطف خدا و ناسپاسى بنده شدم ، در اثناى راه ، خطرى پیش آمد و خداوند مرا از مرگ نجات داد و باكمال سلامتى از آن خطر رو به مسجد آمدم، نزدیک در مسجد، خربزه زیادى روى زمین ریخته بود و صاحبش مشغول فروش آنها بود، قیمت آن را پرسیدم گفت آن قسمت، فلان قیمت و قسمت دیگر ارزانتر و فلان قیمت است، گفتم پس از مراجعت از مسجد مى خرم و به منزل مى برم .

پس به مسجدالحرام رفتم و مشغول نماز شدم ،درحال نماز در این خیال شدم كه از قسمت گران آن خربزه بخرم یا قسمت ارزانترش و چه مقدار بخرم و خلاصه تا آخر نماز در این خیال بودم و چون از نماز فارغ شده خواستم از مسجد بیرون روم ،شخصى از در مسجد وارد و نزدیک من آمد و در گوشم گفت خدایى كه تو را از خطر مرگ ، امروز نجات بخشید آیا سزاوار است كه در خانه او نماز خربزه اى بخوانى؟ فورا متوجه عیب خود شده و بر خود لرزیدم ، خواستم دامنش را بگیرم او را نیافتم .

نظیر این داستان بسیار است از آن جمله در كتاب قصص العلماى مرحوم تنكابنى ، صفحه311 مى گوید: و از جمله كرامت سید رضى - علیه الرحمه - آن است كه در وقتى از اوقات سید رضى نماز خود را به برادرش سیدمرتضى علم الهدى - علیه الرحمه - اقتدا كرد چون به ركوع رفتند سید رضى نمازش را فرادا خواند و اقتدا را منقطع ساخت ، پس از وى سؤ ال كردند از سبب انفراد، در جواب فرمود كه چون به ركوع رفتم دیدم كه امام جماعت كه برادرم سید مرتضى باشد در مسئله اى از حیض فكر مى نماید و خاطرش بدان متوجه است و در دریاى خون غوطه ور است ، پس نماز خود را فرادا كردم .

و در بعضى از كتب است كه جناب سید مرتضى فرموده بود: برادرم درست فهمیده پیش از آمدن براى نماز، زنى مسئله اى از حیض از من پرسش نمود و من درخیال جواب آن فرورفته بودم و از این جهت برادر م مرا در دریاى خون غوطه ور دید.

حضور قلب در نماز هرچند از شرایط صحت نیست؛ یعنى نماز بدون حضور هم تكلیف راساقط مى كند و قضاء و اعاده نماز واجب نیست لكن باید دانست كه نماز بى حضور قلب، مانند بدن بى روح است؛ یعنى چنانچه بدن بى جان را اثرى و ثمرى نیست، نماز بى حضور را اجر و ثوابى نیست و موجب قرب به خدا نخواهد شد، مگر همان مقدارى كه باحضور بجا آورده شده و لذا بعضى نصف و بعضى ثلث و بعضى ربع تا اینكه بعضى عشر نمازشان پذیرفته است .(1)

در كتاب كافى از امام صادق علیه السلام مروى است كه ممكن است شخصى پنجاه سال نماز خوانده باشد ولى دو ركعت نمازپذیرفته شده نداشته باشد."اَللّهُمَّ اِنّى اَعُوذُبِكَ مِنْ صَلوةٍ لا تُرْفَعُ وَ عَمَلٌ لا یَنْفَعُ"

 

منبع : کتاب داستان هاى شگفت ، اثر : شهید محراب آیة اللّه سیّد عبدالحسین دستغیب

ارسال شده توسط بنده خدا در ساعت 10:14 قبل از ظهر ارسال شده در:اخلاق، برچسب ها: نماز ، | نظرات()
بدون شرح!! (نگاه كن ببین شاید شما هم این گونه باشید) + عكس
شنبه 22 آبان 1389
بدون شرح
ارسال شده توسط بنده خدا در ساعت 02:20 بعد از ظهر ارسال شده در:اخلاق، برچسب ها: بدون شرح ، | نظرات()
گناهان جدید، امراض جدید (درسی از مرحوم آیت الله بهجت)
شنبه 22 آبان 1389

بسم الله الرحمن الرحیم

مرحوم آیت الله بهجت

امام رضا علیه السّلام مىفرماید: اگر بندگان معاصىاى را كه سابقین نداشتند مرتكب شوند، خداوند آنان را به امراضى مبتلا مى كند كه سابقین بدان مبتلا نشده اند.


ارسال شده توسط بنده خدا در ساعت 01:27 بعد از ظهر ارسال شده در:اخلاق، برچسب ها: آیت الله بهجت ، | نظرات()
چرا غیبت از زنا بدتر است؟؟
یکشنبه 2 آبان 1389

  از رسول خدا (صلی الله علیه وآله و سلم) پرسیدند: چرا غیبت اشد و بدتر از زنا است ؟ فرمود: لِاَنَّ الرَّجُلَ یَزْنى وَ یَتُوبُ ثُمَّ یَتُوبُ اللّهَ عَلَیْهِ وَ الْمُغْتابُ یَتُوبُ وَ لایَغُفُرُاللّهَ لَهُ حَتَّى یَغْفِرَلَهُ صاحِبَهُ كسیكه زنا مى كند بعد از زنا اگر واقعا پشیمان شد و توبه كرد، خدا او را مى آمرزد. اما اگر كسى غیبت كرد، بعد از غیبت هر چه بگوید الهى العفو تا طرف را راضى نكند آمرزیده نمى شود لذا بدتر از زنا است چون دو طرفى است زنا فقط طرفت خداست غیبت هم خدا هم آن بیچاره غیبت كرده شده است تا او را حلال نكند از او راضى نگردد. آمرزیده نمى شود و اگر كسى خواست توبه از غیبت بكند اگر بگوش طرف رسیده و رنجیده شده چاره ندارد غیر از اینكه برود دلش را بدست آورد. در باب كفاره غیبت عرض شد اگر كسى غیبت از مسلمانى كرد غیبت مؤ منى را نقل كرد حالا مى خواهد توبه بكند اگر بگوش او رسیده چاره منحصر است به اینكه عذر بخواهد دل جوئى كند دلش را به دست بیاورد تا جبران شود و اگر بگوش او نرسیده اگر برود باو بگوید ما غیبت ترا كرده ایم ما را حلال كن بدتر لكن رنجش تازه اى پیدا مى شود پس بهتر آنستكه باو نگوید فقط بین خود و خدا اصلاح كند در آن مجلسى كه غیبت كرد. بگوید من اشتباه كردم و بالعكس خوبیش را بگوید.

ارسال شده توسط بنده خدا در ساعت 12:33 بعد از ظهر ارسال شده در:اخلاق، برچسب ها: اخلاق ، زنا ، | نظرات()
مرد نماز گزار و شیطان
یکشنبه 2 آبان 1389

مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند. لباس پوشید و راهی خانه خدا شد.

در راه مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.

مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد و در همان نقطه مجدداً زمین خورد!

او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر لباسهایش را عوض کرد و راهی خانه خدا شد.

در راه مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید.

مرد پاسخ داد: (( من دیدم شما در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید.))، از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم.

مرد اول از او بطور فراوان تشکر می کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه می دهند. همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ بدست در خواست می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند.

مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری می کند.

مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار می کند و مجدداً همان جواب را می شنود.

مرد اول سوال می کند که چرا او نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند.

مرد دوم پاسخ داد: ((من شیطان هستم.)) مرد اول با شنیدن این جواب جا خورد.

شیطان در ادامه توضیح می دهد:

((من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم.)) وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را تمیز کردید و به راهمان به مسجد برگشتید، خدا همه گناهان شما را بخشید. من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه بیشتر به راه مسجد برگشتید. به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشید. من ترسیدم که اگر یک بار دیگر باعث زمین خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را خواهد بخشید.

بنا براین، من سالم رسیدن شما را به خانه خدا (مسجد) مطمئن ساختم.

نتیجه داستان:

کار خیری را که قصد دارید انجام دهید به تعویق نیاندازید. زیرا هرگز نمی دانید چقدر اجر و پاداش ممکن است ازمواجه با سختی های در حین تلاش به انجام کار خیر دریافت کنید. پارسائی شما می تواند خانواده و قوم تان را بطور کلی نجات بخشد.

ارسال شده توسط بنده خدا در ساعت 10:24 قبل از ظهر ارسال شده در:اخلاق، برچسب ها: نماز جماعت ، مسجد ، | نظرات()
برچسب ها
خانواده , تاریخچه منافقین , متن کامل پیام نوروزی رهبر معظم انقلاب , بحرین , احمدی نژاد , نماز , ابتذال , اظهارات سران رژیم صهیونیستی , تفاهم , سران رژیم صهیونیستی , اخراجی های 3 , رژیم صهیونیستی , مریم بیدادرس , زنان بخوانند , راهیان نور , تسلیحات نظامی پیشرفته , یمن , استارس , دعا برای زیاد شدن روزی , راه های مهربان شدن همسر , راه های تاثیر در مرد , منافقین خلق , پیام نوروزی , تسلیحات نظامی , عکس هایی از ابتذال در تاتر , BBC فارسی , لیبی , ویروس جدید , راه های موفّقیّت , تسلیحات نظامی عربستان , مسعود رجوی , شوره سر , سلحشور , دهه فجر , اظهارات جالب سران رژیم صهیونیستی , عوامل موفقیت , جهاد اقتصادی , جنین 2 سر , وهابی کافر است , خیانت های منافقین , عكس احمدی نژاد , دعا برای اولاد دار شدن , خمس یارانه ها , تخریب مساجد به دست آل سعود , جنگ نرم , ده نمکی , تومور انسان نما در شکم جوان کرمانی+ عکس , خیانت های منافقین از زبان BBC فارسی + فیلم , مسلمان شدن مسیحی , کاریکاتور ,

تعداد كل صفحات:2   1 2