تبلیغات
فلق - مسلمان شدن كشیش بزرگ مسیحى و شهادت او (تا آخر بخوانید )
                                               فلق





برگ سبزی است تحفه درویش
مسلمان شدن كشیش بزرگ مسیحى و شهادت او (تا آخر بخوانید )
دوشنبه 3 آبان 1389

یكى از روایات مشهور كه از طریق اسناد شیعه و سنّى نقل شده ، حتى شاعران آن را به شعر درآورده اند و سخنوران آن را در خطبه هاى خود گفته اند و دانشمندان و اندیشمندان آن را روایت نموده اند، داستان راهب (كشیش و عابد مسیحى ) در سرزمین كربلا و جریان سنگ (و چشمه آب ) است..

 كه شهرت این داستان ما را از زحمت ذكر سند بى نیاز مى سازد و آن داستان این است كه گروهى روایت كرده اند:
((در ماجراى جنگ صفّین (در سال 36 هجرى ) على (علیه السلام ) با یاران از (كوفه به سوى صفّین ) حركت مى كرد، در بیابان آبشان تمام شد و تشنگى سختى آنان را فراگرفت ، در جستجوى آب به چپ و راست جاده رفتند و كند و كاو نمودند ولى آبى نیافتند.
امیرمؤ منان على (علیه السلام ) از جادّه بیرون آمد و با یاران به سوى بیابان رهسپار شدند، ناگهان چشمشان به عبادتگاهى افتاد، على (علیه السلام ) یاران خود را به آن عبادتگاه برد، وقتى به نزدیك آن رسیدند، شخصى به دستور على (علیه السلام ) راهب داخل عبادتگاه را صدا زد از صداى او راهب سرش را (از سوراخ دَیْر) بیرون آورد، على (علیه السلام ) به او فرمود:((آیا در اینجاها آب پیدا مى شود؟، تا این همراهان از آن بیاشامند و سیراب گردند؟)).
راهب گفت :((اصلاً در این نزدیكیها آب نیست ، از اینجا تا محلّ آب بیش از دو فرسخ راه است و براى من هرماه مقدارى آب مى آورند كه اگر در آن صرفه جویى نكنم از تشنگى مى میرم )).
امیرمؤ منان على (علیه السلام ) به همراهان فرمود:((آیا سخن راهب را شنیدید؟)).
گفتند:((آرى ، آیا دستور مى دهى ، به آنجا كه راهب اشاره كرده براى دستیابى به آب برویم ، فعلاً توانایى داریم ، بلكه به آب برسیم )).
على (علیه السلام ) فرمود: نیازى به آن نیست ، سپس گردن استر سواریش را به جانب قبله كرد و به محلّى در نزدیكى آنجا اشاره نمود و به همراهان فرمود:((این محل را بكنید)).
همراهان به آن محل رفتند و با بیل به كندن آن محل مشغول شدند، مقدارى خاك زمین را رد كردند، ناگهان سنگ بسیار عظیمى پیدا شد كه بیل و كلنگ در آن كارگر نبود.
على (علیه السلام ) به همراهان فرمود:((این سنگ روى آب قرار دارد، اگر از جایش ‍ كنار گذاشته شود، آب را مى یابید)).
همراهان همگى سعى و كوشش كردند تا آن سنگ را بردارند، ولى از حركت آن درمانده شدند و كارشان دشوار شد. وقتى على (علیه السلام ) آنان را در آن حال دید كه همگى تلاش نمودند ولى خسته و كوفته به دشوارى افتادند، پا از ركاب استرش ‍ بیرون آورد و پیاده شد و دستهایش را بالا زد و انگشتانش را زیر یك سوى سنگ گذارد و آن را حركت داد، سپس آن را از جا كند و به چند مترى آنجا پرتاب كرد ناگهان آب سفید و گوارایى در آنجا یافتند و به سوى آن سراسیمه شده و از آن نوشیدند كه بسیار خنك و گوارا و زلال بود كه در این سفر گواراتر از آن آب نیاشامیدند.
على (علیه السلام ) به آنها فرمود:((بنوشید و سیراب شوید و براى سفر خود نیز از این آب بردارید))، آنها به این دستور عمل كردند.
سپس على (علیه السلام ) با دست خود آن سنگ را برداشت و برجاى خود نهاد و دستور داد خاك بر روى آن سنگ ریختند و نشانه آن را پوشاندند.
راهب تمام این جریان را (با سابقه ذهنى كه داشت ) از اوّل تا آخر از بالاى عبادتگاه خود تماشا كرد، فریاد زد:((اى مردم ! مرا از عبادتگاه به زیر آورید)). همراهان على (علیه السلام ) او را با دشوارى از بالاى آن به زیر آوردند، او به حضور امیرمؤ منان على ( علیه السلام ) آمد و گفت :
((اى آقا! آیا تو پیامبر مرسل هستى ؟)).
فرمود:((نه )).
گفت :((آیا تو فرشته مقرّب درگاه خدا هستى ؟)).
فرمود:((نه )).
گفت :((پس تو كیستى ؟)).
فرمود:((من وصىّ محمّد بن عبداللّه ، خاتم پیامبران (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) هستم )).
راهب عرض كرد:((دست خود را باز كن تا من در حضور تو به خداى بزرگ ایمان بیاورم وقبول اسلام كنم ))على ( علیه السلام )دستش راگشودوبه اوفرمود:((شَهادَتَیْن را به زبان آور)).
راهب گفت :((اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلاّ اللّهُ وَحْدَهُ لا شَرِیكَ لَهُ وَاَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، وَاَشْهَدُ اَنَّكَ وَصِىُّ رَسُولِاللّهِ، وَاَحَقُّ النّاسِ مِنْ بَعْدِهِ)).
((گواهى مى دهم كه معبودى جز خداى یكتا و بى همتا نیست و گواهى مى دهم كه محمّد (صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ) بنده و رسول خداست و گواهى مى دهم كه تو وصىّ رسول خدا و برترین و سزاوارترین (انسانها به خلافت ) بعد از او هستى )).
سپس امیرمؤ منان على (علیه السلام ) پیمان عمل به دستورات اسلام را از او گرفت و بعد به او فرمود:((پس از مدّت طولانى كه در دین خلاف اسلام بودى چه چیز باعث شد كه از آن دست كشیدى و به دین اسلام گرویدى ؟)).
راهب گفت :((اى امیرمؤ منان ! تو را آگاه كنم : این عبادتگاه در این بیابان ، براى آن ساخته شده كه سكونت كننده در آن ، به بردارنده آن سنگ و برآورنده آب از زیر آن دست یابد، قبل از من روزگار بسیار درازى گذشت و در این روزگار آنان كه در این عبادتگاه بسر مى بردند به این سعادت نرسیدند، خداوند این سعادت را نصیب من كرد، ما در یكى از كتابهاى خود یافته ایم و از علماى خود شنیده ایم كه در این سرزمین چشمه اى وجود دارد كه روى آن سنگ عظیمى قرار دارد، جاى آن را جز پیامبر یا وصىّ پیامبر نمى شناسد و ناگزیر ((ولىّ خدا)) وجود دارد كه مردم را به سوى حق دعوت مى كند، نشانه صدق او این است كه این مكان و سنگ را مى شناسد و قدرت بر كندن آن را دارد و من چون دیدم تو این كار را انجام دادى دانستم كه انتظارم بسر آمده و آنچه در آرزویش بودم محقّق شده است و من امروز یك فرد مسلمان در حضور تو و ایمان آورنده به حقّ تو هستم و فرمانروائیت را قبول دارم )).
امیرمؤ منان على (علیه السلام ) وقتى كه این مطلب را از آن عابد شنید، قطرات اشك از دیدگانش فروریخت ، سپس گفت :((حمد و سپاس خداوندى را كه من در حضورش ‍ فراموش نشده ام ، حمد و سپاس خداوندى را كه نام مرا در كتابهاى آسمانى خود ذكر كرده است )).
سپس على (علیه السلام ) مردم را طلبید و فرمود:((سخن این برادر مسلمانتان را بشنوید)).
آنان گفتار راهب مسلمان را شنیدند و بسیار حمد و سپاس الهى را بجا آوردند كه نعمت معرفت به حق امیرمؤ منان على (علیه السلام ) را به آنان عطا فرموده است .
سپس به سوى جبهه صفّین براى جنگ با سپاه معاویه حركت كردند و آن راهب در حضور آن حضرت ، حركت كرد و در جنگ شركت نمود و سرانجام به فوض عظیم شهادت نایل گردید. امیرمؤ منان على (علیه السلام ) شخصا نماز بر جنازه او خواند و او را به خاك سپرد و براى او از درگاه خدا طلب آمرزش بسیار كرد و هرگاه به یاد راهب مى افتاد مى فرمود:((ذاك مولاى ؛ او دوست من بود)).
این داستان نشانگر چند معجزه از على (علیه السلام ) است :
1 - آگاهى على (علیه السلام ) به غیب .
2 - قدرت غیرعادى آن حضرت كه او را نسبت به دیگران منحصر به فرد كرده بود.
3 - مژده به آمدن اودر كتابهاى آسمانى پیشینیان و وجود آن بزرگوار مصداق سخن خداوند در قرآن است كه مى فرماید:
(... ذلِكَ مَثَلُهُمْ فِى التَّوْریةِ وَمَثَلُهُمْ فِى الاِْنْجِیلِ ... ).

((این توصیف آنان در كتاب تورات و توصیف آنان در كتاب انجیل است )).

ارسال شده توسط بنده خدا در ساعت 08:56 قبل از ظهر ارسال شده در:امامت و فرزندان، | نظرات()
برچسب ها
رژیم صهیونیستی , سلحشور , عكس احمدی نژاد , یمن , لیبی , منافقین خلق , متن کامل پیام نوروزی رهبر معظم انقلاب , تسلیحات نظامی پیشرفته , نماز , خیانت های منافقین , تاریخچه منافقین , سران رژیم صهیونیستی , جنگ نرم , خانواده , پیام نوروزی , تومور انسان نما در شکم جوان کرمانی+ عکس , مسعود رجوی , عکس هایی از ابتذال در تاتر , کاریکاتور , دعا برای اولاد دار شدن , ویروس جدید , اظهارات سران رژیم صهیونیستی , ده نمکی , اخراجی های 3 , تسلیحات نظامی , راهیان نور , خمس یارانه ها , تسلیحات نظامی عربستان , راه های تاثیر در مرد , بحرین , مریم بیدادرس , اظهارات جالب سران رژیم صهیونیستی , عوامل موفقیت , استارس , وهابی کافر است , راه های مهربان شدن همسر , دعا برای زیاد شدن روزی , شوره سر , جهاد اقتصادی , جنین 2 سر , ابتذال , تفاهم , BBC فارسی , احمدی نژاد , راه های موفّقیّت , تخریب مساجد به دست آل سعود , مسلمان شدن مسیحی , زنان بخوانند , خیانت های منافقین از زبان BBC فارسی + فیلم , دهه فجر ,